امروز توي مترو نشسته بودم كه توي ايشتكاه هفت تير يك مادر و دختر سوار شدند دختري ده يازده ساله مادرش حجابش خوب بود مانتو ازاد و خوب پوشيده بود و روسري برزك كه كليپس زده بود و جاييش ديده نبود دخترش مانتو ازاد و خوب پوشيده بود و شال تا رسيد تو قطار كفت مامان خيلي كرمه.و شالش را باز كرد و داد به مادرش و اون هم جيزي نكفت و عادي برخورد كرد من تعجب كردم دختر خانم موهاي فر ريز طلايي داشت رفتم جلو و كفتم جه موهاي قشنكي من خيلي اين مدل مو را دوست دارم جه رنك قشنكي مادرش و خودش لبخند زدند و كفتند ممنون لطف داري كفتم جندسالته خانم خوشكل كفت يازده كفتم پس به سن تكليف رسيدي جشن تكليف هم كرفتي دختر خانم تعجب كرد از حرفم و من از تعجبش شوكه شدم كه مادرش كفت ما مسلمان نيستيم ولي به خاطر احترام به ارزشهاي شماءبايد حتما حجابي مثل شما داشته باشيم من عذر خواهي ميكنم كفتم نه من بايد عذرخواهي كنم كفت هنوز نتونستم خيلي اين رو به دخترم بفهمونم كه بايد به احترام شماها حجاب كنه اين حرف شما ميتونه بهش كمك كنه ممنون ديكهءنميدونستم جي بكم شال دخترش را خيلي خوب سرش كرد حتي بهتر از برخي مسلمانان حجاب داشت واقعا تعجب كردم

چرا واقعا غير مسلمانان به ما اين طور احترام ميكذارند و به خاطر ما حجاب ميكنند ولي برخي مسلمانان اينطور نيستند ؟؟؟؟؟