مُنَّ عَلَّیَّ بِفَکاکِ رَقَبَتی مِنَ النّار...

کمر شکسته ترینم...

اگر...
اگر گناه وزن داشت؛

هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد،


خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله میکردند،

و من شاید؛ کمر شکسته ترین بودم...

به یاد شهید زین الدین...

یک بار با مهدی و چند نفر دیگر از خط بر می گشتیم اهواز. راه طولانی بود و همه خسته شده بودیم. مهدی گفت: برای این که بیشتر از این خسته نشیم و حوصلمون سر نره، هرکس یه حدیث که بلده، بگه.

وقتی دید بچه ها من و من می کنند، گفت : اصلا خودم شروع می کنم؛ حدیثی که گفت این بود: "القلب حرم الله، لا تسکن حرم الله غیر الله"

خیلی تا کید داشت که در جمع هایمان همیشه حرفی، نقلی از ائمه باشه...

همیشه بچه ها رو تشویق می کرد به حفظ احادیث و بچه ها هم کم کم یاد گرفتند و همیشه دنبال حفظ یه حدیث جدید بودند...

به نقل از کتاب "تو که ان بالا نشستی"


مخلص کلام اینکه: الذین هن عن الغو معرضون...

حالا ما تا دور هم جمع می شیم، چی می گیم؟!!!...


پی نوشت: حدیثی که شهید گرامی نقل می کنند هم خیلی جای تامل داره!... 

اولین پست خوشگل اینگلیسی تقدیم به انگلیسی زبانان!!

Prophet Muhammad (pbuh) says: "The one who guides to good will be rewarded equally.

Why do we read Quran, even if we can't understand a single Arabic word????

This is a beautiful story

An old American Muslim lived on a farm in the mountains of eastern Kentucky with 
his young grandson. Each morning Grandpa was up early sitting at the kitchen
table reading his Qur'an. His grandson wanted to be just like him and tried to
imitate him in every way he could.

One day the grandson asked, "Grandpa! I try to read the Qur'an just like you
but I don't understand it, and what I do understand I forget as soon as I close
the book. What good does reading the Qur'an do?" 

The Grandfather quietly turned from putting coal in the stove and replied, "Take this coal basket down to the river and bring me back a basket of water."

The boy did as he was told, but all the water leaked out before he got back to
the house. The grandfather laughed and said, "You'll have to move a little 
faster next time," and sent him back to the river with the basket to try again.
This time the boy ran faster, but again the basket was empty before he returned
home. Out of breath, he told his grandfather that it was impossible to carry
water in a basket, and he went to get a bucket instead. The old man said, "I 
don't want a bucket of water; I want a basket of water. You're just not trying 
hard enough," and he went out the door to watch the boy try again.

At this point, the boy knew it was impossible, but he wanted to show his 
grandfather that even if he ran as fast as he could, the water would Leak out
before he got back to the house. The boy again dipped the basket into river and
ran hard, but when he reached his grandfather the basket was again empty. Out 
of breath, he said, "See Grandpa, it's useless!"

"So you think it is useless?" The old man said, "Look at the basket."

The boy looked at the basket and for the first time realized that the basket was
different. It had been transformed from a dirty old coal basket and was now
clean, inside and out.

"Son, that's what happens when you read the Qur'an. You might not understand 
or remember everything, but when you read it, you will be Changed, inside and
out. That is the work of Allah in our lives."

جمله های طلایی

مالی ارزشمند تر از عقل ،

 و فقری شدید تر از نادانی ،

 و همراهی بهتر از خوش اخلاقی ،

 و یاوری شایسته تر از مشورت نیست .

(دیو جانس

تقدیم به مهریماه عزیزم :


لــبخــند بــزن!
بــدون انتــظار پاســخی از دنــیا ،
بــدان روزی دنــیا انقــدر شــرمنــده مــی شود
کــه بــه جــای پاســخ لبخــند ،
با تمــام ســازهــایت مــی رقــصــد …
 

کمک را از که بخواهیم؟ پاسخ به اشکال اهل سنت به شیعیان

 بعضي مي‌گويند: فقط بايد از خدا كمك خواست؛ از خودِ خدا؛ و گرنه مي‌شود شرك !
ولي خدا چيزهايي را معرفي مي‌كند كه مي‌بايست از آنها كمك گرفت.
مي‌دانيد آنها چيستند؟ 
اين‌ها به دو عبادت اشاره دارند، آن دو عبادت چیست؟
طبق فرمودة ائمه عليهم‌السلام، حقيقت هر يك از اين دو عبادت كدام يك از معصومين عليهم‌السلام است؟
يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرينَ (بقره 153
 
« اى كسانى كه ايمان آورديد از صبر و نماز كمك بگيريد به يقين خداوند با صابران است. »
 
امام صادق عليه‌السلام در مورد اين آيه مي فرمايند: منظور از صبر، روزه است. (كافي 4 / 63 ح 7(
 اما حقیقت این دو عبادت؛ روزه و نماز چیست؟
 
اميرالمؤمنين عليه‌السلام به جناب سلمان در مورد اين آيه فرمودند:
 
 « فَالصَّبْرُ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ الصَّلَاةُ إِقَامَةُ وَلَايَتِي »
 
 صبر (الصَّبْرُ) رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله  و نماز (الصَّلَاةُ) اقامة ولايت امیرالمؤمنین است.
 

 )بحارالأنوار 26 / 1 ح 1(

نزد خدا دین اسلام است..

نزد خدا؛ دین فقط اسلام است. خداوند فقط اسلام را پذیرفته است.
کدام فرمایش قرآن این مطلب را بیان می‌دارد؟
حضرت علي عليه‌السلام می فرمایند: الْإِسْلَامُ هُوَ التَّسْلِيم‏
اسلام تسلیم بودن است. تسلیم چه کسی؟ 
إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ  (آل عمران 19)                        دین در نزد خدا، اسلام است
 
اميرالمؤمنين عليه‌السلام فرمودند:  الْإِسْلَامُ هُوَ التَّسْلِيم‏ (كافي 2 / 45 ح 1)
 
اسلام تسلیم بودن است
 
امّا تسلیم چه کسی؟
 
امام باقر علیه السلام می‌فرمایند:
 
التَّسْلِيمُ لِعَلِيِّ بْنِ أبِي طَالِبٍ ع بِالْوَلَايَةِ
 
تسلیمِ ولایتِ امیرالمؤمنین علیه‌السلام بودن
 
(بحارالأنوار 36 / 106 ح 54 ، به نقل از تفسير عياشي)

خواهرکم :

ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺳﻔﺖ ﺑﭽﺴﺒﯿﺪ !

ﻗﺪﺭ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ ....
ﺍﺭﺯﺍﻥ ﻧﻔﺮﻭﺷﯿﺪ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺭﺍ ؛
ﺑﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ، ﺑﻪ ﺣﺮﻓﯽ ، ﺑﻪ ﻧﻘﻠﯽ ، ﺑﻪ ﻫﺪﯾﻪ ﺍﯼ ، ﺑﻪ
ﺍﻧﺪﮎ ﺗﻮﺟﻬﯽ ...
ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﺗﻼﺵ ﮐﻨﺪ.
ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻧﺘﺎﻥ ﻫﺰﺍﺭ ﺭﺍﻩ ﺭﺍ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ
ﮐﻨﺪ.
ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﻗﺪﺭﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻧﺪ . ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﺑﻬﺎﯾﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ .
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﻣﻔﺖ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻣﺪﻩ ﺭﺍ ﻣﻔﺖ ﻫﻢ ﺍﺯ
ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ...

با توام خواهرکم :-)

پانزده توصیه حاج محمد اسماعیل دولابی(رحمة الله عليه) در خصوص زندگی مومنانه:

۱/هر وقت در زندگی‌ات گیري پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ي یار است.
۲/ زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذ کر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و نکن و آن را سالم به بعدي برسان. اگر این کار را بکنی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود.
۳/ اگر غلام خانه‌زادي پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزي غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمري روزي خدا را خوردن، جا ندارد براي روزي فردایمان غصه دار و نگران باشیم.
۴/ گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست. غصه ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه اي؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.
۵/ موت را که بپذیري، همه ي غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوي، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر علیه السلام فرمود:یک ساعت دنیا را به همه ي آخرت نمی دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله براي مردن.
۶/اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیاقابل مشاهده است؛ مثل بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می گذارد.
۷/ تربت، دفع بلا می‌کند و همه ي تب ها و طوفان ها و زلزله ها با یک سر سوزن از آن آرام می شود. مؤمن سرانجام تربت می‌شود. اگر یک مؤمن در شهري بخوابد، خداوند بلا را از آن شهر دور می‌کند.
۸/ هر وقت غصه دار شدید، براي خودتان و براي همه مؤمنین و مؤمنات از زنده ها و مرده ها و آنهایی که بعدا خواهند آمد، استغفار کنید. غصه‌دار که می‌شوید، گویا بدنتان چین می‌خورد و استغفار که می‌کنید، این چین ها باز می شود.
۹/ تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاري، تو ستّاري، تو رحمانی وخدا می فرماید خودت غفّاري، خودت ستّاري، خودت رحما نی و . کار محبت همین است.
۱۰/ با تکرار کردن کارهاي خوب، عادت حاصل می شود. بعد عادت به عبادت منجر می شود. عبادت هم معرفت ایجاد می کند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می آید و نهایتا به ولایت منجر می شود.
۱۱/ خدا عبادت وعده ي بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزي سال هاي بعد را هم می خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده ي بعد زنده باشیم.
۱۲/ لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا خوبی بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو معلوم شود که به راست ی خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت به دروغ از خدا تعریف می کردي، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب خدایی بود.
۱۳/ ازهر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست. نکند خدا را بپوشانی و آنرا به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر از این نیست. اگر این نکته را رعایت کنی، از وادي امن سر در می آوري. هر وقت خواستی از کسی یا چیزي تعریف کنی، از ربت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او. هر زیبایی و خوبی که دیدي رب و پروردگارت را یاد کن، همانطور که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای دهه ي اول ذیحجه می فرماید: به عدد همه چیزهاي عالم لا اله الا الله
۱۴/ "دل هاي مؤمنين كه به هم وصل مي‌شود، آب كُر است. وقتي به علــي عليه السّلام متّصل شد، به دريا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قليل است و در تماس با نجاست نجس مي شود ، ولي آب كُر نه تنها نجس نمي شود ، بلكه متنجس را هم پاك مي كند."
۱۵/ هر چه غیر خداست را از دل بیرون کن. در "الا"، تشدید را محکم ادا کن، تا اگر چیزي باقی مانده، از ریشه کنده شود و وجودت پاک شود. آن گاه "الله"را بگو همه ي دلت را تصرف کند.

حجاب

بانوی محجبه ای در یکی از سوپرمارکت‌های زنجیره‌ای در فرانسه خرید می‌کرد؛ خریدش که تموم شد برای پرداخت رفت پشت صندوق. صندوق‌دار یک خانم بی‌حجاب و اصالتاً عرب بود صندوق‌دار نگاهی از روی تمسخر بهش انداخت و همینطور که داشت بارکد اجناس را می‌گرفت اجناس او را با حالتی متکبرانه به گوشه میز می‌انداخت اما خانم باحجاب  که روبنده بر چهره داشت خونسرد بود و چیزی نمی‌گفت و این باعث می‌شد که صندوقدار بیشتر عصبانی بشه ! بالاخره صندوق‌دار طاقت نیاورد و گفت: «ما اینجا توی فرانسه خودمون هزار تا مشکل و بحران داریم این نقابی که تو روی صورتت داری یکی از همین مشکلاته که عاملش تو و امثال تو هستید! ما اینجا اومدیم برای زندگی و کار نه برای به نمایش گذاشتن دین و تاریخ! اگه می‌خوای دینت رو نمایش بدی یا روبنده به صورت بزنی برو به کشور خودت و هر جور می‌خوای زندگی کن خانم محجبه اجناسی رو که خریده بود توی نایلون گذاشت، نگاهی به صندوق‌دار کرد روبنده را از چهره برداشت و در پاسخ خانم صندوق‌دار که از دیدن چهرهٔ اروپایی و چشمان رنگین او جا خورده بود
گفت: «من جد اندر جد فرانسوی هستماین دین من است . اینجا هم  وطن من است.
شما دینتون را فروختید و ما خریدیم

سال جالب

‫امسال سال جالبیه، دو رقم آخر سال تولدت رو با سن خودت جمع بزن میشه 92، این در مورد همه یکسان هست،  این قضیه هر 823 سال تكرار میشه 

تصویری از حجاب در جامعه یهود!!!

واقعا باعث تاسفه!...

برای بی غیرتی های سرزمینم مینویسم که...
دست خانـــم بزک کرده اش را میگیرد و به کوچه و خیابان می آورد..

نمـــیدانم به نمایش گذاشتن زیبایی های خانومـــش برای دیگران..
از خــــود گذشتگی است یا از خــــدا گذشتگی..!!

http://www.askquran.ir


من یک محجبه ام. 
لطفا مرا مسخره کنید. 
چرا که نوح را مسخره کردند. (هود (11):38)
موسی را مسخره کردند. (شعراء (26): 25) 
هود را مسخره کردند. (احقاف (46): 26) 
و در یک کلمه مسخره شدن، تنها شکنجه ی مشترکی بود که همه ی پیامبران آن را تجربه کردند. (حجر (15):11)
سخت ترین شکنجه ای که بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) وارد آمد. تا آن که خدا برای دلجویی رحمه للعالمین اینگونه فرمود: (اگر تو را استهزا كنند نگران نباش،) پیامبران پیش از تو را (نیز) استهزا كردند. (انعام(6):10 و رعد (13): 32 و انبیاء (21): 41). 
اما بدانید خداوند وعده داده است: از آنان روى گردان! ما شرّ مسخره كنندگان را از تو دفع خواهیم كرد. (حجر (15) :95)
تا در روز قیامت بگویند: «افسوس بر من از كوتاهیهایى كه در اطاعت فرمان خدا كردم و از مسخره‏ كنندگان (آیات او) بودم!» (زمر (39): 56). 
پس مرا هم مسخره کنید!

http://www.askquran.ir/thread24027-30.html


سالروز ترویج عفاف و حجاب گرامی باد.

به مناسبت سالروز حجاب و عفاف

من زیبایی را دوست دارم، تو نیز.
من آزادی را دوست دارم، تو نیز.
من آسایش را دوست دارم، تو نیز.
من رضاء را دوست دارم، تو نیز.
من حجاب را دوست دارم، تو اما نه!
من به چادر‌‌ بر سرم افتخار می‌کنم، تو اما گویا سنگینی نواری بر سرت آزاردهنده است!
این‌جاست فرق من و تو؛
من زیبایی را برای خود و خانواده‌ام می‌خواهم و تو برای غیر.
من آزادی روح‌ام را می‌خواهم و تو آزادی نفس‌ات را.
من آسایش دو دنیا را می‌خواهم و تو آسایش دنیای دنی را(هرچند که از همان هم محرومی!).
من رضای الله را می‌خواهم و تو رضای الاه را.
یادت بیاورم؛
حجاب را من نخواسته‌ام؛
معبود و معشوق‌ات خواسته‌است.
عاشق هم که جز رضای معشوق، چیزی نمی‌خواهد!


از: http://effat.ir

شکر نعمت

شكر نعمت های گذشته موجب می شود

كه خدای متعال نعمت های تازه ای به انسان لطف كند.

امام حسین(ع)

گناه مکن

و تماشای تو زیباست ...

 

جایی روی تابلونوشت های جمکران خواندم :

« با چشمهایی که می خواهی با آن جمال حضرت مهدی(ع) را تماشا کنی، گناه مکن!! »

هر بار که می روم می خوانم و هر بار فراموش می کنم...

فراموش می کنم برای دیدن تو دیده ای وارسته از دنیا مرا می باید...

فراموش می کنم برای لمس نگاهت، باید از زمین بُرید ...

فراموش می کنم...!!


7

6

5

4

3

2

1

پیش کش به ساحت قدس حضرت ولیعصر(عج)

بسمه تعالی
نقش ما در ظهور ولی عصر(عج) چه می تواند باشد؟
پاسخ به این پرسش تا بحال با رویکردهای مختلف علمی، انگیزشی و عملی داده شده است. به طور مثال در رویکرد علمی شناخت شرایط و وقایع ظهور، در رویکرد انگیزشی عرض ارادت و توسل به حضرت و در رویکرد عملی انجام و اجبات و ترک محرمات از جمله این پاسخ ها بوده اند.
اکنون این نوشتار تلاش دارد تا با رویکردی جدید و از بعد علمی نقش آفرینی آحاد انسان ها بویژه مسلمانان و شیعیان را تبیین نماید. رویکرد علمی از آن جهت دارای اولویت است که ساختار وجودی انسان به گونه ای به دست خالق بدیعات سرشته شده است که ابتنای انگیزش ها و اعمال جوارحی انسان خواه یا ناخودآگاه بر معرفتهای پذیرفته شده و رسوخ یافته در جان انسان است. پس عزیمت گاه پاسخ به سوال این نوشتار را  نخست باید در حیطه علم و بینش جست که در صورت عدم اطفاء نور فطرت در نهاد انسان و عدم جایگزینی عناد(حجب علمی) با منطق و انصاف می توان با نور علم سایر ابعاد وجود انسان را درخدمت هدف ترسیم شده بسیج کرد.
پاسخ به این سوال را می توان در گرو پاسخ به سوال دیگری دانست و آن اینکه  نقش حضرت ولیعصر ارواحنا فداه در عالم وجود چیست؟ پاسخ به این سوال از آنجا که غایت وجود امام عصر را روشن می کند تکلیف سایر موجودات را نیز در تحقق آن اهداف روشن می کند.
در یک تقسیم بندی بسیار کلی نقش ولیعصر(عج) در عالم را می توان در دو گستره عالم تکوین و تشریع تبیین کرد. توضیح آنکه حضرت صاحب الامر از آنجا که ولی الله اعظم در عصر غیبت هستند تمام مقدرات عالم و فیوضات  الهی به واسطه وجود با برکت ایشان بر سایر خلایق نازل و واصل است چنانکه تبیین این نقش در بیان و بنان؟ ائمه هدی بسیار است که از آن جمله فقرات کثیر زیارت ماثوره و شریفه جامعه کبیره است که عباراتی مانند «بکم فتح الله و بکم يختم و بکم ينزل الغيث و بکم يمسک السماء ان تقع على الأرض الا باذنه و بکم ينفس الهم و بکم يکشف الضر»و... چنانچه واضح است این غیبت حضرت اثری بر این نقش حضرت صاحب الامر ندارد همانطور که دشمنی و یا دوستی امم پیشین با انبیا و ائمه اطهار تاثیری بر نقش تکوینی آن ذوات مقدسه نداشته و جمیع خلایق بدین واسطه از فیض وجود ایشان منتفع بوده اند.
لا جرم پاسخ سوال را باید در نقش تشریعی حضرت جست و پر واضح است که این نقش در دایره اختیار تعریف می شود و به همین سبب اثر آن در سعادت و شقاوت موجودات دارای اختیار و در صدر آنها انسان روشن می شود. پس با تحليلي كه گذشت سوال دوم ، به سوالی جدید رهنمون است که تبیین آن بدین شرح است: نقش حضرت ولیعصر در سعادت و شقاوت موجودات مختار و در صدر آنها انسان چیست؟ تحلیل این سوال و پاسخ دقیق به آن راهگشای نقش ما در ظهور حضرت خواهد بود.
اجمال پاسخ که پاسخی مورد اتفاق و مشهور نیز می باشد آنست که خدای سبحان برای هدایت تشریعی بشر و بار یافتن او به ساحل سعادت و حفظش از حضیض ضلالت برنامه سعادت بشری را در قالب وحی بواسطه انبیای عظام به آحاد انسان ها ابلاغ فرمود و آن برنامه شریف(وحی) را بواسطه هدایت گری انبیا و اولیای خود که مجریان و محقق کنندگان وحی هستند به تحقق رسانید. چنانچه فرمود "لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط" (حدید-25) و از همین روی است کهقرآن(وحی) را امام مکتوب و امام را قرآن(وحی) عینی می نامند.(برای توضیح بیشتر به کتاب قرآن حکیم از منظر امام رضا اثر استاد جوادی آملی رجوع فرمایید)
به تعبیر دیگر هدایت جامعه بشری از سوی خداوند در قالب برنامه سعادت بشری(وحی) و مجریان و الگوهای عملی همان برنامه تحقق می یابد. و باز به نعبیر شفاف تر انبیا و ائمه هدی در صدد تحقق وحی(قرآن) که همان برنامه سعادت بشری است بوده و هستند. در نتیجه نقش حضرت صاحب الامر (عج) اجرای برنامه هدایت بشر(قرآن) به پشتوانه و خواست عمومی مردم است چنانچه هدف از ارسال رسل و انزال کتب را قیام مردم به قسط خواند و نه قیام اولیای خدا به تنهایی برای قسط.
حال که روشن شد نقش مغفول مانده حضرت ولیعصر در هدایت آحاد بشر و جامعه انسانی چیست، وظیفه اساسی و نقش آحاد جامعه بشری و بخصوص مسلمانان و شیعیان برای تعجیل در ظهور حضرت نیز روشن است.
به بیان دیگر اگر حضرت(عج) ماموریت اجرای قرآن را به پشتوانه مردم دارند، نقش مردم در کمک به ایشان که در گام نخست تکلیفی علمی است(به جهت مقدمه اول) آشنایی با برنامه ای است که خداوند سبحان حضرت (عج) برای تحقق و اجرای آن ذخیره فرموده اند.
در نتیجه به نظر می رسد با توجه به مقدمات گفته شده، اولین و مهم  ترین وظیفه آحاد بشر بویژه مسلمانان و شیعیان در تعجیل در امر ظهور حضرت که تکلیفی است علمی و بینشی، آگاهی و اطلاع صحیح از قرآن به عنوان برنامه و هدف حضرت از ظهور می باشد. فلذا ظهور حضرت و تحقق وعده خدا بر سعادت بشر که لاجرم با حمایت آحاد جامعه بشری از حضرت ولیعصر(عج) روی خواهد داد در گرو آگاهی صحیح و  دلدادگی به برنامه وحی(قرآن) برای سعادت بشر است که انشاءالله با ظهور حضرت صاحب الامر محقق خواهد شد.
چنانچه ذکر شد این آگاهی بر وحی، یک آگاهی عمومی است برای تمام آحاد بشر که این فهم در منطق قرآن کریم فهم هماهنگ و منسجم ظاهر قرآن است که در فرهنگ قرآن تدبر نام دارد. بدین ترتیب راهبرد اساسی آحاد بشر و بویژه مسلمانان و شیعیان(دست کم در بعد علمی) فرا گیری و فراگیر کردن تدبر در قرآن کریم به منظور آگاهی و دلدادگی به برنامه سعادت بشری که حضرت ولیعصر محقق کننده آن هستند، می باشد.
وعجل اللهم فی فرج مولانا صاحب العصر و الزمان
15 شعبان المعظم 1431

شیخ حسن الشحاته ،شهادت نیمه شعبان 1434، به دست مزدوران سلفی، به جرم شادمانی برای میلاد موعود


بسم الله الرحمن الرحیم

من شناختی ازشون نداشتم تا وقتی که فیلم قتل فجیعشون رو دیدم، با دیدن فیلم، کربلا برای هزارمین بار باورم شد....

میلاد عرفان‌پور شاعر جوان کشورمان به مناسبت به شهادت رسیدن این شهید بزرگوار و یارانش در مصر چند رباعی سروده است.
کشتند تو را و عید، عاشورا شد
عیدانه­ تو جان تو شد، غوغا شد
پیداست که قتلگاه یاران علی است
هر خانه که خانه غم زهرا شد
آتش بزنید، این گلستان زنده است
تا عشق علی هست، مسلمان زنده است
با لشکر سبز یار، برمی‌گردد
این مرد که با نیمه شعبان زنده است
هم تشنه دیداری و هم سیرابی
با هدیه جان، منتظر اربابی
بر خاک کشیدند تو را مثل حسین(ع)
تا معنی انتظار را دریابی
تا چشم خدا به آه مظلومان است
فریاد حسن شحاته جاویدان است
مظلوم، به خاک کوچه‌ها بردندش
این نعش شهید نیمه شعبان است




چه مقاله زیایی نوشته بود آقای شریعتمداری در کیهان خطاب به حضرات! اخوان
المسلمین مصر که اگر شما اکنون موقعیت عرض اندامی پیدا کرده اید به برکت
انقلاب اسلامی ایران است. حالا همین آقای مرسی علناً اعلام می کند به
سوریه بروید و شیعیان را بکشید چرا که علمای الازهر خون شیعیان را مباح
دانسته اند!!! دست خودم نیست اما این جنایت ها را که می بینم احساس می
کنم چقدر این سلفی ها شبیه دومی هستند هم گفتارشان و هم اعمالشان!


احترام به حجاب

امروز توي مترو نشسته بودم كه توي ايشتكاه هفت تير يك مادر و دختر سوار شدند دختري ده يازده ساله مادرش حجابش خوب بود مانتو ازاد و خوب پوشيده بود و روسري برزك كه كليپس زده بود و جاييش ديده نبود دخترش مانتو ازاد و خوب پوشيده بود و شال تا رسيد تو قطار كفت مامان خيلي كرمه.و شالش را باز كرد و داد به مادرش و اون هم جيزي نكفت و عادي برخورد كرد من تعجب كردم دختر خانم موهاي فر ريز طلايي داشت رفتم جلو و كفتم جه موهاي قشنكي من خيلي اين مدل مو را دوست دارم جه رنك قشنكي مادرش و خودش لبخند زدند و كفتند ممنون لطف داري كفتم جندسالته خانم خوشكل كفت يازده كفتم پس به سن تكليف رسيدي جشن تكليف هم كرفتي دختر خانم تعجب كرد از حرفم و من از تعجبش شوكه شدم كه مادرش كفت ما مسلمان نيستيم ولي به خاطر احترام به ارزشهاي شماءبايد حتما حجابي مثل شما داشته باشيم من عذر خواهي ميكنم كفتم نه من بايد عذرخواهي كنم كفت هنوز نتونستم خيلي اين رو به دخترم بفهمونم كه بايد به احترام شماها حجاب كنه اين حرف شما ميتونه بهش كمك كنه ممنون ديكهءنميدونستم جي بكم شال دخترش را خيلي خوب سرش كرد حتي بهتر از برخي مسلمانان حجاب داشت واقعا تعجب كردم

چرا واقعا غير مسلمانان به ما اين طور احترام ميكذارند و به خاطر ما حجاب ميكنند ولي برخي مسلمانان اينطور نيستند ؟؟؟؟؟

جاهلیت مدرن

گر ما یك شیرینی را كه یك پارچه‌ای روی آن است برداریم مگس‌ها روی این شیرینی جمع شوند

این برای این شیرینی ارزش است؟ یا این شیرینی را آلوده می‌كند؟

قرآن می‌گوید: «تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّة» (احزاب/33) خیلی قشنگ است

این جاهلیت مهم است

یعنی خانم فكر نكن این تمدن است! این جاهلیت است ارتجاع این است

اگر برهنگی تمدن بود، همه‌ی حیوان‌ها متمدن بودند

چون حیوان‌ها لباس ندارند پیراهن ندارند اگر لباس نداشتن تمدن است، حیوان‌ها هم متمدن هستند