مولای یا مولای...

بسم الله الرحمن الرحیم

قرآن از "بنده" یک توصیفی کرده است. بنده به معنای برده و غلام. در آیه 75 سوره مبارکه نحل می فرماید: عَبْدًا مَّمْلوكـًا لا يَقـْدِرُ عَلى شَيْءٍ بنده ای که در ملکیت دیگران است، قدرت و توانایی هیچ کاری را برای خودش ندارد. در قوانین گذشته اگر یک کسی بنده و برده و غلام بود، هرچقدر هم کار می کرد و زحمت می کشید و هرچقدر هم ثروت به دست می آورد، اگر یک گنج کشف می کرد که به اندازه عالم می ارزید، باز هم متعلق به خودش نبود. بابا من خودم گنج را به دست آوردم. متعلق به خودت نیست. لا يَقـْدِرُ عَلى شَيْءٍهیچ چیز متعلق به او نیست. دستش به هیچ چیز نمی رسد. مالک هیچ چیزی نیست. فکر می کنم احتمالا این عبارت مربوط به حدیث باشد که فرمود العَبد وَ ما فی یَدِهِ کانَ لِمَولاه بنده و آنچه که در دست دارد، از ثروت و هرچه دارد متعلق به مولایش است. این بنده کار می کند. یک درآمد سنگینی دارد. اما متعلق به خودش نیست. شب باید کل درآمدش را به اربابش بسپارد و تحویل بدهد.

حالا این بنده و برده و غلام از نظر قانونی اینگونه است. در مورد بزرگان عالم اولین مرتبه و مقامی که دارند و همه مقامات دیگرشان بر آن مقام استوار و مستند است، مقام بندگی است. البته این را بلد هستید. می گوییم أشهد أنّ مُحمّداً عَبدُه و رَسوله...همه چیز مقامات انبیاء و اولیاء در مقام بندگی آنهاست. بندگی را چه عرض کردیم؟ بنده آن کسی است که اصلا هیچ چیزی ندارد. هرچه دارد متعلق به خودش نیست. بنده این است دیگر. ترجمه بنده این است: انسان یا بفرمایید موجودی است که هیچ چیز ندارد. هیچ چیز از خودش ندارد. هرچه دارد متعلق به اربابش است. خب ناگزیر بنده ها در یک خانه ای زندگی می کردند. بر روی یک رخت خوابی می خوابیدند. در یک اتاقی و زیر یک سقفی استراحت می کردند و ناگزیر غذا می خوردند. اما هیچ چیز متعلق به خودشان نبود. این بزرگان که ما می گوییم همه بنده اند و بعد پیامبرند، بنده اند و بعد امام اند، بنده اند و بعد هر مقام دیگری را دارند...

"ایت الله جاودان"

http://javedan.ir/post.php?id=920626193710

پی نوشت: سفره پهنه،هرچقدر جا دارید بفرمائید...

یاحق

نکته!


استاد شهید مطهری :

يكى از بزرگان مى‏گفت (چه نكته خوبى!) ما هميشه وقتى دعا مى‏كنيم به خدا مى‏گوييم خدايا به ما بده، هيچ وقت دعا نمى‏كنيم خدايا از ما بگير در صورتى كه ما به اين دعا بيشتر احتياج داريم؛ ما به آن چيزهايى كه خدا بايد از ما بگيرد بيشتر احتياج داريم تا آن چيزهايى كه بخواهد به ما بدهد. تا اينهايى كه از ما بايد بگيرد از ما نگيرد هيچ چيز قابل دادن نيست. ما بايد بگوييم خدايا اين حب جاه و مال را از ما بگير، اين حسادتها را از ما بگير، اين كينه‏ ها و عقده‏ ها را از ما بگير، اين كدورتهاى قلبى را از ما بگير، اين پرده ‏ها را از جلو چشم ما بردار؛ ... اين شكها، اين شركها، اين كبرها، اين حسدها را از ما بگيربه اين «بگير» ها بيشتر احتياج داريم تا به اينكه چه را به ما بده.

                        مجموعه‏ آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏27، ص: 671

شعر

تمام مردم اگر چشمشان به ظاهر توست

نگاه من بر دل پاک و جان طاهر توست


به وصف هیچکسی جز تو دم نخواهم زد

خوشا کسی که اگر شاعرست، شاعر توست

فدای دل زینب...

(یه بزرگی که خاطرم نیست کی بود می گفت:)

این را در گوشه ی ذهنتان داشته باشید تا اگر روزی از شما پرسیدند که جرم این خانم چه بود که وقتی از معابر و خیابان های شام رد می شد ، بعضی سنگ به سویش پرتاپ می کردند ؟! ... اگر خواستید پاسخ لطیفی به این پرسش ها بدهید بگویید :

 

 

تـو  را  تـحمـل  امثـال مـا ببـایـد  کـرد

که هیچ کس نزند بر درخت بی بر، سنگ

 ﮔویند “ ﻣ ﯽ ” ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﮔﻮﺵ ﺧﻮﺭﺩ ...
  

                                                  ﻣﻦ “ ﯾﺎ ﺣﺴﯿﻦ ” ﻣﯽ ﺷﻨﻮﻡ ﻣ ﺴ ﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ ...

دلـــــــــــــــــــــــــــــــــــبستگیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ!

أوَمَن كانَ مَيْتاً فـَأحْيَيْناهُ کسی که مرده است و ما او را زنده می کنیم و برای او نوری قرار می دهیم. این را یک طرف گذاشته اند و در مقابلش فرموده اند آیا این مثل مرده ای است که  كـَمَن مَثـَلـُهُ في الظـُّلـُماتِ لـَيْسَ بـِخارج ٍ مِنها آیا این آدم مانند آن آدمی است که در ظلمات گیر کرده و امکان بیرون آمدن هم ندارد. خب چرا امکان بیرون آمدن ندارد. این ظلمات را که نساخته اند که شما بروی در آن گرفتار شوی و هرگز بیرون نیایی. آن قبلی که در ظلمات بود هم آمد بیرون و ما نجاتش دادیم. این چرا نمی تواند بیرون بیاید. دلش به این ظلمات بسته است. دلبسته شده. خدایی ناکرده یک کسی به یک فکر نادرستی دلبسته شده. یک وقت از امام سوال کردند که آقا اینهایی که اهل بدعت هستند چرا توبه نمی کنند؟ فرمود که زیرا دلش از محبت آن بدعت که خودش ساخته و اختراع کرده پر است. انسان چیزی که خودش ساخته را دوست دارد دیگر. خب می رفتی تحقیق می کردی. استاد ما فرمودند که من درمورد یک مساله ای از مسائل دینی کتاب نوشتم و تقریبا یک سال کار کردم. بعد دیدم که نمی توانم آن چیزی که می خواهم را اثبات کنم. رفتم تمام نوشته هایم را در شط ریختم. من دلبسته ام. به هر نوعی شده می خواهم کتاب خودم را دربیاورم و چاپ کنم. خب میروی جهنم. من دلبسته نیستم. اگر کسی دلبسته بود. یک چیزی را خودش ساخته و پرداخته و به آن دلبسته است. 

ایت الله جاودان

http://javedan.ir/

از خودت کار بکش...(1)

راوی می گوید من از حضرت صادق علیه السلام شنیدم كه فرمودند: فـَلیَأخـُذِ العَبدُ مِـن نـَفسِهِ لِنـَفسِهِ همه ما در این مساله کم داریم. بنده مومن از خودش برای خودش بگیرد. حالا عرض می کنم تا روشن شود. از خودش برای خودش مصرف کند. از خودش خرج خودش بکند. شما از خوابتان می زنید تا سحر بیدار شوید و درب خانه خدا استغفار کنید. از خودت برای خودت مصرف می کنی...کند. بنده که می سنجم، می بینم ما چقدر استراحت می کنیم. باز استراحت خوب است. کار بدردنخور می کنیم. بخش زیادی از وقت مان حرام می شود. بخش زیادی از وقت و قوت بازو و چشم و ... خودمان را حرام می کنیم. همه اینهایی که حرام می کنیم یک روزی بر سرمان می زنیم و می گوییم ای کاش حواسمان جمع بود...و بعد نکته مهم آن این است: و از دنیای خودش برای آخرتش استفاده کند. دنیای خودش را برای آخرتش به کار ببرد. قبل از اینکه به پیری برسد... و من الشَیبـِة قـَبلَ الکِـبَر قبل از اینکه به پیری برسد. آن عاقل کجاست؟وَ من الحَیات قـَبلَ المَوت آدم اصلا نمی داند چه زمان می میرد. هیچ کس نمی داند...تمام شد و رفت. به باد فنا رفت. وَ من الحَیات قـَبلَ المَوت .

http://javedan.ir/


بی حجاب بی دین نیست

 بی حجاب بی دین نیست ولی فردی است که یکی از اساسی ترین اصول اسلامی و ظاهرترین و

 

بارزترین اصول در خانم ها را رعایت نمیکند.او در واقع خود رااز خدا بالاتر دانسته و احکام و دستورات

 

خدا را طبق سلیقه خود انتخاب کرده به آنهایی که خوشش می آید عمل میکند(مثلا ورزه،نماز و...)

 

و به آنهایی که خوشش نمی آید عمل نمیکند ودر واقع مصداق این آیه ی قرآن است که

 

(نوءمن ببعض و نکفر ببعض)به بعضی از آنها ایمان دارد و منکر قسمت دیگری از آنهاست و این در

 

حالی است که حجاب نسبت به نماز و روزه ابعاد اجتماعی بسیار گسترده تر وعمیق تری دارد

 

و میتواند در تحکیم یا سست کردن خانواده ها موءثر باشد...

http://milad1414.blogfa.com/


وسایل لازم برای سفر همیشگی آخرت...


1- ابتدا گذرنامه زیر را تکمیل کنید:

نام: انسان                   نام خانوادگی: آدمی زاد         نام پدر: آدم             نام مادر: حوا

لقب: اشرف مخلوقات      نژاد: خاکی                         صادره از: دنیا          

ساکن: کهکشان راه شیری - منظومه شمسی - زمین   

ساعت حرکت و پرواز: هروقت خدا صلاح بداند

مکان: بهشت اگر نشد جهنم


2- وسایل مورد نیاز:

دو متر پارچه سفید - عمل نیک - انجام واجبات و ترک محرمات - امر به معروف و نهی از منکر - نماز اول وقت -

دعای والدین و مومنین - ولایت ائمه اطهار - 


توجـــــــــــــــــــه:

1- خواهشمند است جهت رفاه خود خمس و زکات را قبل از پرواز پرداخت نمایید.

2- از آوردن ثروت ، مقام ، منزل ، ماشین ، حتی داخل فرودگاه خودداری نمایید.

3-جهت یادگاری قبل از پرواز اموال خود را بین فرزندان و امور فقرا و مستضعفین مشخص نمایید.

4- از آوردن بار اضافی از قبیل حق الناس ، غیبت ، تهمت و غیره خودداری نمایید.


"برای کسب اطلاعات بیشتر به قران و سنت پیامبر مراجعه نمایید"

"تماس و مشاوره به صورت شبانه روزی - رایگان - مستقیم و بدون وقت قبلی می باشد"


درصورتی که قبل از پرواز به مشکلی برخوردیدبا شماره های زیر تماس حاصل فرمایید:

سوره بقره 186 - سوره نساء 45 - سوره توبه 129 - سوره اعراف 55 - سوره الطلاق 2و3


http://miss-zahra.blogfa.com/

سکوت!!!


سکوت عین سکوت است، بی همانند است
که پیشوند ندارد، بدون پسوند است
زبان رسمی اهل طریقت است سکوت
سکوت حرف کمی نیست، عین سوگند است
زمین یخ زده را گرم می کند آرام
سکوت، معجزه ی آفتاب تابنده است
سکوت پاسخ دندان شکن تری دارد
سکوت مغلطه ها را جواب کوبنده است
سکوت ناله و نفرین، سکوت دشنام است
سکوت پند و نصیحت، سکوت لبخند است
سکوت کرد علی سالهای پی در پی
همان علی که در قلعه را ز جا کنده است...

ادامه نوشته

جرعه وصال

ایت الله بهجت-رحمه الله علیه-  :

باید بدانید علاج ما اصلاح نفس است، در همه مراحل؛ و از این مستغنی نخواهیم بود و بدون این کار ما تمام نخواهد شد.


پ.ن : دیگه عمق مطلب با خودتون...

ای مهر! طلوع کن که خوابیم همه

در هجر رخت در تب و تابیم همه

 

هر برزن و بام از رخت روشن و ما

خفاش وشیم و در حجابیم همه

عاقل کیست؟

در روایتی شریف امیرالمومنین(علیه السلام) عقل و عاقل را تعریف فرموده اند. از آن حضرت(علیه السلام) پرسیدند:

«صف لنا العاقل، فقال: هو الّذی یضع الشیء مواضعه. ثم قیل له: صف لنا الجاهل، فقال قد فعلت ؛

عاقل کسی است که جایگاه و منزلت هر چیز را می شناسد و آن را در جای خودش می نهد و در نتیجه

 نادان کسی است که راه را گم کرده است، غلط می فهمد و غلط عمل می کند

عصر ظهور و عاقل ها!

بنابراین روایات شریف وارده ، عصر ظهور امام عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) زمانه ی رشد و تکامل و شکوفایی

 عقل بشری است. حال با توجه به تعریف عقل از بیان نورانی امیرالمومنین(علیه السلام) معلوم می شود که در عصر ظهور 

حضرت مهدی (عج) بشریت به جایگاه و منزلت هر چیز پی می برد و آنها را در جای خودش قرار می دهد و به این ترتیب

 حجت خدا بر مردم در عصر ظهور همان عقل های شکوفایشان خواهد بود که به راحتی حق و باطل را از هم تشخیص

 می دهند و به دنبال امام حق حرکت می نمایند.

با تشکر از: http://modaresn.blogfa.com/

3

وقتی روضه می خوانند، شما با روضه همراهی کنید. حالا مثلا کسی گریه اش نمی آید. خب نمی آید دیگر. گریه کردن که اجباری نیست. ننشینید نگاه کنید. حداقل آدم سرش را به پایین بیاندازد. حداقل بر سینه اش که می تواند بزند. بر سینه بزند. گریه کردن برای امام حسین علیه السلام مقداری تعلیم و تربیت می خواهد. یعنی آدم باید دوباره تعلیمی ببیند. در هر صورت ننشینیم نگاه کنیم وقتی کسی روضه می خواند. حالا؛ من هنگامی که روضه می خوانم، چشمانم را می بندم. نمی دانم شما چه حالی دارید. هر حالی دارید خودتان می دانید. اما این دستور است ها. اگر آدم همراهی نکند، قساوت می آورد. انسان باید یک همراهی بکند. اگر همراهی نکند، قساوت می آورد. اگر انسان هنگام روضه شنیدن و روضه خواندن همراهی نکند، قساوت می آورد. این مسئله مهم است.

ایت الله جاودان

http://javedan.ir/

2

ببینید، همه ما در این عالَم می آییم، حرام شده می رویم. حرام می شویم. شما سرمایه دار دارید دیگر. سرمایه دار بزرگ آمده صد تومان کار کرده است. بابا؛ تو میلیارد میلیارد پول داشتی. همه اش صد تا تک تومانی سود بردی؟ شصت، هفتاد سال کار کردی، صد تومان سود بردی؟ خب، چقدر این آدم ضرر کرده است؟ چقدر این آدم ضرر کرده است؟ حرام شده. وقتی این آدم از دنیا می رود، حرام شده است. بعد آن طرف که می رود، اگر اهل بهشت باشد، دیگر غصه نمی خورد. اما از آن روزی که از دنیا رفت، غصه می خورد، حسرت می خورد، حسرت می خورد، البته همه ماها حسرت می خوریم. یک مشکلی که اصلا قابل حل نیست، وقتی از این عالَم به آن عالَم رفتید، دیگر هیچ کاری نمی توانید بکنید.


ایت الله جاودان

http://javedan.ir/

1

فرمودند که اگر کسی هیچ حقی از مردم به گردن نداشت و نماز خواند، هیچ حقی نداشت، مثلا پشت سر کسی غیبت نکرده بود، تهمت نزده بود، مال مردم، آبروی مردم و ناموس مردم هیچ حقی به گردن نداشت، من امور و همه زندگی او را عهده دار می شوم. من اداره امور او را عهده دار می شوم. فقط و فقط تنها این آدم ممکن است به مقصد برسد.

ایت الله جاودان

http://javedan.ir/

جرعه وصال

از ایت الله بهجت پرسیدند: برای رفع تنبلی و کسالت در عبادات چه باید کرد؟

فرمودند: در اوقات نشاط، مشغول به عبادات مستحبه شوید؛ و در اوقات کسالت اقتصار بر واجبات نمایید .

مرحوم حاج آقا حق شناس می فرمود: مثلا اگر کسی به شما گفت به فلانی سلام برسانید شما گفتید چشم. اگر شما سلام را به آن شخص نرساندید، برای شما گیر درست می کند. این بحث اخلاقی است ها. خب، قول دادید، باید عمل کنید. یعنی آن زمان که به شما گفتند این کار را بکن، شما گفتید باشد، باید به قولتان عمل کنید. واقعا آن زمان می خواستید این کار را انجام دهید. اگر آن موقع که نمی خواستید این کار را بکنید گفتید باشه دروغ گفتید و گرفتار هستید. اما اگر قول دادید و به قولتان عمل کنید، به وظیفه اخلاقی خودتان عمل کردید. چون اگر من به شما قول می دهم واجب که نمی شود بگویم که. اما اخلاقا واجب است. اگر به این واجب اخلاقی عمل نکردید، گیر می کنید. یعنی نماز می خوانید، حواستان به بیرون می رود. چرا حواسم به بیرون می رود؟ برای اینکه مشکل دارم. این مثال کوچکی بود که عرض کردم...

ایت الله جاودان

http://javedan.ir/

جرعه وصال

ایت الله بهجت-رضوان الله تعالی علیه_ :

مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت تا ظهور ایشان می باشد.

یا بن هُداه المَهدییّن...

اَینَ السَّببُ مُتَصِلُ بَینَ الاَرضِ وَ السَما...

اَینَ جامِعُ کَلِمَهُ عَلی التَقوا...

جرعه وصال

از ایت الله بهجت-رحمه الله علیه-پرسیدند: برای قرب به خداوند و سیر و سلوک در راه او چه باید کرد؟

فرمودند: چنانچه طالب صادق باشد، ترک معصیت کافی و وافی است برای تمام عمر اگرچه هزار سال باشد. 

شرط قبولی نماز

روایت خیلی ممتازی در کتاب المُراقبات مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده و فرموده است: خداوند بر من وحی نموده است ای برادر پیامبران(یا اخا المرسلین) و ای برادر رسولان مرسل، قوم خود را انذار کن و بترسان که داخل خانه ای از خانه های من نشوند در حالیکه برعهده کسی از آنها مظلمه ای از یکی از بندگان من باشد. یک نکته خیلی ممتازی دراین روایت است. به نظرم مطلب دشوار می آید...

ادامه در ادامه مطلب.

ادامه نوشته

نماز5

خب. مرحله بعد چیست؟ ما یک گرفتاری بزرگ داریم. این گرفتاری را همه ما داریم. ما یک مجموعه علایق داریم. من به این عینکم علاقه دارم. گم شود مدام دارم به دنبالش می گردم. البته یک ذره به آن علاقه دارم چون دیگر سودی برایم ندارد.. مثال عرض می کنم. قبل از نماز گشتم و عینکم نبود. الله اکبر نماز را می گویم و به مقدار علاقه من به عینک، در نمازم می آید. به مقدار اهمیت حادثه ای که در حول و حوش من اتفاق افتاده و به مقداری که علاقه دارم در نمازم می آید. آن وقت ما چند تا علاقه داریم؟ بفرمایید. عدد ندارد دیگر. ببینید گاهی چه چیزهای نامربوطی در نماز می آید. اوووه. گمشده ده سال پیش در نماز می آید. همه بسته به آدم است. یک ریسمان و نخی به دل من بسته است. آقا اگر این دلبستگی ها باشد وقتی می خواهند ما را از این عالم ببرند، می خواهند اینها را از آدم بکنند. چند تا دلبستگی است؟  من می خواهم نمازم را درست بخوانم اما آن ریسمان هایی که به قلب من است به دست شیطان است. هر لحظه یکی را می کشد. من هم به آنجا می روم. خب علایق را چکار کنم؟ ببینید مرحله اول را گذراندیم. از گناه گذشتیم. از گناه گذشتن هم خیلی بزرگ است ها. خیلی مردانگی می خواهد. نماز آدم خیلی بهتر می شود. خیلی خوب می شود. اگر می خواهم درست نماز بخوانم باید علایق هم برود. اگر آدم سخاوتمند باشد بارش خیلی سبک می شود. آدم های سخاوتمند. یک دوستی داشتیم می گفت انگشتر در دست من نمی ماند. تا رفیقم می گوید انگشتر بده، می دهم. تسبیح و انگشتر. خب انگشتر و تسبیح دادن چیز بزرگی نیست. اما وقتی آدم انگشتری را دستش می کند خب یک علقه ای به آن دارد دیگر. انگشتر من است. انگشتر شما که نیست. من انگشتر شما را اصلا نگاه هم نمی کنم. اصلا نگاه نمی کنم. اما از بس که این انگشتر را دیده ام خب یک ذره به آن علاقه دارم. خب این یک تمرینی می شود برای آن علایقی که عرض می کنم. اما چه کسی مرد آن است؟ داستان حضرت مجتبی علیه السلام در خاطرتان هست؟ می گویند چند بار کل زندگی اش را نصف کرد. هرچه بود نصف کرد. نصفش را به فقیر دادند و نصفش را نگاه داشتند. گفته می شود دو بار هم از کل دارایی شان بیرون آمدند. خانه رفت. همه چیز. این انقدر خوب است که شیطان نمی گذارد ما هیچگونه عمل کنیم. من یک وقتی این فکر را درمورد کتاب هایم می کردم. بعد به بعضی از کتاب هایم که فکر می کردم، با خودم می گفتم آخر اگر من این را بدهم نظیرش پیدا نمی شود. من این را احتیاج دارم. اگر آدم بتواند بذل کند، بارش سبک می شود. بار علایقش سبک می شود. 

ایت الله جاودان

/javedan.ir/

نماز4

 طبیعت و عادت. دو نیرو است و من باید در مقابل دو نیرو بجنگم. هم در مقابل عادت و هم در مقابل طبیعت. طبیعت یک چیزهایی می خواهد دیگر. خب. یک چیز دیگر عرض کنم. اگر آدم بخواهد این راه را برود، خدا کمک می کند. اگر بخواهد با هوا و هوس هایش مقابله کند که اگر راه بدهد همه زندگی آدم را غرق می کند، خدا کمک می کند. اگر دست به دامان امام زمان بشویم خدا کمک می کند. به خصوص اگر جوان و نوجوان باشیم. دست به دامان امام زمان بشویم کمک می کند. اگر راست بگوییم و دست به دامانشان بشویم، کمک می کند. خب این مرحله اول است. اگر من در مرحله اول توانستم زندگی ام را از گناه پیراسته و پاک کنم من به مرحله اول نماز می رسم. عرض کردم همین مرحله اول آن مقدار شیرینی دارد که آدم را به سوی خودش جذب کند و دیگر نخواهد نمازش را تند تند بخواند.

ایت الله جاودان

/javedan.ir/

نماز3

وای به حال آدم که اگر قبل از نماز یک کار مشغولیت آوری را انجام داده باشد. تمام نمازش دارد آن پرونده را باز می کند و می بندد. بنابراین هرچه انسان بیشتر از چشمش مراقبت کرده باشد، نمازش بهتر می شود. البته کافی نیست. عرض کردم کل اعمال انسان باید با کنترل خودش انجام شود. ما عادت داریم. یک مجموعه عادات داریم. نه اینگونه نمی شود. این عادات می آید داخل نمازم و نماز مرا خراب می کند. همه کارها باید تحت کنترل خودم انجام شده باشد. اگر تمام کارهایت تحت کنترل خودت انجام شده باشد، یک نمازی می خوانی که تمامش تحت اختیار شماست. آن وقت آقا نماز آنقدر عمق دارد که اگر شما مزه پوسته ظاهری اش را بچشی آن را با هیچ چیز عوض نمی کنی. همین پوسته ظاهری. یعنی یک مقدار رفتار و اعمال کنترل شده و من فقط به این سطح اولیه نماز رسیده ام. اگر به سطح اولیه نماز هم برسی آن را با هیچ چیز عوض نمی کنی. چه رسد به عمقش. 

ایت الله جاودان

/javedan.ir/

نماز2

اگر آدم می خواهد نمازش خوب باشد، باور کنید اگر فقط یک سر سوزن، یک مثقال، یک ذره مزه نماز را بچشد، سر و جانش را فدا می کند. اگر فقط یک ذره از مزه نماز را بچشد. آیت الله بهجت فرموده اند این قدرتمندان و ثروتمندان بزرگ اگر مزه نماز را می چشیدند همه قدرت و ثروت را می ریختند دور. می ریختند دور. نه اینکه یک جایی بگذارد و بیاید. نه. دور می ریخت و می آمد که نماز بخواند. آن لذتی که در نماز هست با هیچ چیز، با هیچ چیز قابل مقایسه نیست. فقط آدم باید چشیده باشد که بتواند بفهمد. خب. اگر آدم می خواهد نمازش را خوب بخواند باید از رفتار و اعمال خودش مراقبت کند، از چشمش، از گوشش مراقبت کند. از زبانش مراقبت کند. از دستش، از رفتارش، نشست و برخواستش، با پدر و مادر، همه را مراقبت کند. دقت کنید. هر چه مراقبت آدم در رفتار و اعمالش بیشتر باشد، از نماز بیشتر بهره می برد. عرض کنم شما اگر مزه اش را بچشی واقعا حاضری از همه سلطنت دنیا بگذری، نه سلطنت یک کشور، از سلطنت دنیا بگذری برای اینکه دو رکعت نماز بخوانی. اینگونه است. خب برای اینکه ما کمی نزدیک شویم، من اولا به دوستانی که یک وقتی می آیند و دنبال نماز می گردند عرض می کنم مراقب چشمتان باشید. چون بیشترین پرونده هایی که در این سینه آدم بایگانی شده است از چشم شده است. بیشترین پرونده هایی که در این سینه آدم بایگانی شده است، از چشم شده.

ایت الله جاودان

/javedan.ir/

نماز1

کسی که شب جمعه سوره صاد می خواند خدای متعال از خیر دنیا و عقبی آنقدر به او عطا کند که به هیچ کسی نداده باشد مگر به پیامبران مرسل و ملائک مقرب. بی حساب به او خیر دنیا و آخرت می دهد و او را با هرکه خواهد داخل بهشت گرداند. می تواند دست همه رفقایش را هم بگیرد و به بهشت ببرد. هر که خواهد از اهل خانه او حتی خادمی که به او خدمت کرده است اگرچه جزء خانواده اش نیست.

ایت الله جاودان

/javedan.ir/

شانس!

کشاورزی اسب پیری داشت که از ان در کشت و کار مزرعه اش استفاده می کرد.

یک روز اسب کشاورز به سمت تپه ها فرار کرد.همسایه ها در خانه او جمع شدند و به خاطر بدشانسیش به همدردی با او پرداختند.

کشاورز به انها گفت شاید این بدشانسی بوده و شاید هم خوش شانسی،فقط خدا می داند.

یک هفته بعد، اسب کشاورز با یک گله اسب وحشی از ان سوی تپه ها برگشت.این بار مردم دهکده به او بابت خوش شانسیش تبریک گفتند. کشاورز گفت: شاید این خوش شانسی بوده و شاید هم بدشانسی، فقط خدا می داند!

فردای ان روز وقتی پسر کشاورز در حال رام کردن اسب های وحشی بود، از پشت یکی از اسب ها به زمین افتاد و پایش شکست.

این بار وقتی همسایه ها برای عیادت پسر کشاورز امدند، به او گفتند چه ادم بدشانسی!

کشاورز باز جواب داد: شاید این خوش شانسی بوده و شاید هم بدشانسی، فقط خدا می داند!

چند روز بعد سربازان ارتش به دهکده امدند و همه جوانان را برای خدمت در جنگ با خود بردند، به جز پسر کشاورز که پایش شکسته بود. این بار مردم با خود گفتند: شاید این خوش شانسی بوده و شاید هم بدشانسی، فقط خدا می داند!

(از کتاب عشق بدون قید و شرط)


+حالا این که داستان بود؛ اما کی میدونه اتفاقی که براش میفته خیره یاشر!

+دیدین بعضی ها سر داشتن چیزی کلی به خدا اصرار می کنند بعد همون براشون میشه بلای جون؟؟!!!

+و عسی ان تکرهوا شيئا و هو خير لکم و عسی ان تحبوا شيئا و هو شر لکم و الله يعلم و انتم لا تعلمون. / بقره216

و من الله توفیق.