دیشب دستیگره ی آشپزخونه آتیش گرفت  منم برش داشتم که خاموشش کنم.. اما مواد ذوب شده ی اون جوری دستم رو سوزوند که فهمیدم اون عذابی که در جهنم بعضی ها رو عذاب می کنند چه عذابیه.. در واقع عمق فاجعه رو دریافتم!! کسانی که پول جمع می کنند و سکه ها روی هم میگذارند و هیچ خمس و زکات واجبی رو نمیپردازند و انفاق هم نمی کنند با همان سکه های مذاب شده عذاب می دهند.. اونها رو ذوب می کنند و به بدن اونها میریزند.. و بعد از اینکه این درد رو تحمل کردن دوباره پوست روییده میشه بر بدنشون و دوباره و دوباره ودوباره....

من آدم خوبی میشم.. هنوز دستم داره میسوزه با این تاول ها فکر کنم هفته ها تا بهبودی اش طول بکشه..

چه کاریه آخه اینهمه بسوزم؟؟ بخاطر یک پنجم از مال باقی مونده ای که توی یکسال دست نخورده در خانن ام مونده؟؟! واقعا ارزشش رو داره؟؟

"و ای کاش ما را به دنیا برمیگرداندی... " رو هم نمیگم!!

:)